« با یاد او »
هنوز همـ بهـ خاطر می آوری؟
دیگر کمـ کمـ دارد باورمـ می شود ...
کهـ آنـ روز وقتی دستـ هایمانـ را فشردیمـ ...
و قولـ دادیمـ تا همیشهـ کنار همـ باشیمـ ...
فقط دستـ های تو مردانهـ بود و قولـ منـ ...
چــــــــرا تو را نمی یابمـ؟ ...
بیا و بگو هنوز همـ سر قولتـ هستی ...
بیا تا بدانمـ تو از همهـ مردها، مردتر هستی ...
بیا و دوبارهـ کنارمـ باشـ ...
ϰ-†нêmê§ |